اسكندر بيگ تركمان

143

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

ذكر سادات عظام و علماء ذوى الاحترام و وزراء و ارباب قلم و شعراء بلاغت شيم بخاطر ناقص مسود اوراق رسيد كه صحيفه را بذكر طبقهء عليه سادات عاليقدر و صدور منبع البركات و علماء كرام و ارباب عمائم و وزراء و مستوفيان و ارباب استعداد و شعراء بلاغت شعار زمان فرخنده نشان حضرت شاه جنت مكان كه در پايهء سرير اعلى و ممالك بودند آرايش دهد و برخى از احوال خير مآل فضايل و كمالات هر يك نگاشتهء كلك سوانح نگار ميگردد . ذكر سادات و مشايخ علماء : اگر چه مناسب به اين بود كه [ 107 ] بنابر اعزاز و احترام اين طبقهء جليله بعد از اسامى شاهزادگان عاليشأن رقمزدهء كلك بيان گردد اما چون در معظم قضايا اسامى امراء و ارباب جلادت بيشتر مذكور ميگردد و تعارت بر احوال ايشان بر سياق تاريخ انسب و الزم بود قلم جسارت رقم بر تحرير آن تقديم داد . ذكر سادات رفيع القدر و المنزلة و الشأن به نحوى است كه قلمى مىشود بعون الله بالجمله سادات عظام را كه ذريهء طيبين و طاهرينند معزز و گرامى داشته در توقير و احترام ايشان مبالغهء عظيم ميفرمودند مصدق اين مقال تعظيم و توقير زياده از حد اعتدال سادات اسكويهء تبريز است كه چند گاه مورد تعظيمات بيكران شاه جنت مكان بودند مجملى از حال ايشان در اين مقام نگاشتن مناسب نمود . سادات مذكور چهار برادر بودند : مير صدر الدين محمد ، و امير نظام الدين احمد ، و امير قمر الدين ، و امير ابوالحامد و جد آنان مير ابوالقاسم از سادات عاليشأن و جامع كمالات صورى و معنوى و در خدمت سلاطين معزز و محترم بوده اما ايشان در خدمت شاه جنت مكان بمدارج عليا ترقى نموده بمرتبهء محرميت و عزت و اعتبار يافتند كه هرگز در هيچ زمانى احدى در خدمت سلاطين عشر عشير قرب و منزلت و اختيار و اقتدار نيافته هر اراده مقدور و غير مقدور كه ميگرديد هنوز زبان باظهار آن نگشوده بودند كه ايما و اشعار بلاتوقف صورت پذير گشته بود اگر همه در امور دولت محظورات لازم آمدى و روز تفقدى و هر روز هفته انعامى و احسان دربارهء ايشان بلاتوقف بظهور ميآمد بمثابهء گستاخ بودند كه آنچه ملبوسات و تحف و هدايا سركار خاصه نظر قبول ايشان بر آن مىافتد و همان ساعات فرمان بر آن حسب الفرمان قضا جريان تسليم مينمودند و اكثر اوقات محتاج بعرض بودند مكررا آن حضرت در منزلى كهء در موضوع اسكويه واقع است قدم رنجه فرموده از شهر به آنجا تشريف مىبرند و انواع انبساط